درباره کتابها
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم
بنام آنکه جان را فکرت آموخت

    چنانکه بیوگرافی اینجانب سیّد محمّد فاطمی در کتابهای آیت کبری و فرمان آفرینش و الفرقان ثبت شده حاکی است، من نزدیک چهل سال در دانشگاه طهران تدریس و ضمناً چند سال هم در دانشگاههای خارج ، در رشته فیزیک تحصیل و تحقیق کرده ام و اکنون بیش از بیست سال است که بازنشسته ام. نکته مهمّی که که در دوران بازنشستگی برایم روشن و مسلّم شده اینست که اولیاء نخستین فرقه های شیعه و سنّی و بالتّبع پیروان آنها، در درک کتاب خدا و احکام اسلام دچار اشتباه بزرگی شده و بمصداق « وما تفرّقوا الاّ من بعد ما جاءَهم العلم بغیاً بینهم . . . 14 الشوری » با بغی و کج اندیشی تعصّب آمیز، بی اعتناء به قرآن، مطالب نادرستی را از قول این و آن، بدون اینکه مأخذ و مبنای صحیحی داشته باشد، به دین مبین اسلام افزوده و آنرا بخشی از سنّت بی تبدیل الهی و تنزیل عزیز قلمداد کرده اند. اکنون در واقع کلام خدا که می فرماید: « و قال الرّسول یارّب انّ قومی اتّخذوا هذا القرآن مهجورا ً. . . 30 سوره الفرقان » آشکارا تحقّق پیدا کرده، و علی رغم اجلال و تکریم ظاهری مرسوم و همگانی قرآن، آن کتاب مجید را که تنها مرجع مطمئنّ و سند آسمانی متین دین است، ظالمانه در گوشۀ عزلت و مهجوری رها کرده و از اقوال پریشان و روایات آشفته و احیاناً مجعول عصر جهالت پیروی می کنند.
    این انحراف و اعراض مسلمین از قرآن، و بخصوص اختلاف بیهودۀ مذاهبِ ساختگی دربارۀ بعض احکام و مسائل اصولی وپیروی علی العمیاءآنها از روایات بی پایه خود که اکثرا ًگوینده و راویان آنها نیز اصل و اعتباری نداشته اند، مرا بر آن داشت که برای تبیین برخی از مفاهیم مورد تخلیط قرآن و روشن شدن واقعیّات و موازین حقّ کتاب خدا و آئین یکتا و جاودانی اسلام ، به نوشتن کتابهای نامبرده اقدام کنم. 
    1- کتاب آیت کبری منحصراً شرح چگونگی کشف و ارائه یک معجزۀ عددی مسلّم و جدائی ناپذیر از قرآن، مبتنی بر حروف مقطّعه فواتح سوره هاست که بسهولت قابل درک بوده و بدلیل شواهد ریاضی و محاسبات ساده، قطعیّت اعجاز آن محرز و غیر قابل مناقشه است.
    2- کتاب فرمان آفرینش یک استقراء تامّ بر اساس قرآن و دانش امروزی بوده و شامل حقایقی بنیادی از خلقت و حکمت الهی است که نادرستی عقاید دیرین و ابتذال تفاسیر مبتذل را مبرهن می سازد. ودر آن، نقش مؤثّر احتمال (Probabilité) طیّ ادوار تحقّق فرمان « کن » آفریدگار در آفرینش انسان و سایر مخلوقات که بصراحت در قرآن کریم آمده، و تاکنون از دید و درک تمام پیشوایان دینی و فلاسفه گذشته ومعاصر به دور مانده است، با بیانی روشن، برای نخستین بار در جهان ما اعلام می شود. 
    پیشینیان در تأویل و تعبیر کلام الهی مرتکب خطاها و اشتباهات فاحشی گشته اند که در مقدمه این کتاب هم به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره شده است. راویان و مفسّران متعصّب مذاهب مختلف، با تقوّل بعض اقاویل بی پایه، داستانها و سخنهای آشفته ای را در متون گذشته بنام تفسیر از خود به یادگار گذاشته اند که در شأن قرآن کریم نیست. آنان باقتضای دانش عصر خویش، هر جا که از فهم آیه ای فرو مانده اند، با « حذف و تقدیر » جمله های ناموزون و استنباط نادرست، برای اینکه حرف خود را به کرسی بنشانند، با گستاخی به تحریف معانی واضح لغات پرداخته و گفته اند منظور خداوند از آیه کریمه چنین و چنان بوده است؛ در حالی که در قرآن هر کلمه با فصاحت و بلاغت تمام به معنی واقعی و روشن خود به کار رفته، و مراد خداوند قطعاً لغز و معمّا ساختن از الفاظ نبوده است. 
     مفسّران پندارها و تخیّلات عهد کهن را به عنوان تنها تفسیر قطعی برای آیات مربوط به خلقت آدم ذکر کرده، و این صنع شگرف خداوند و شاهکار آفرینش او را به صورت افسانه ای مضحک بیان داشته اند که در برابر معیار عقل و بهره ای که از دانش الهی نصیب انسان امروز گشته است، تصوّری سخیف و کودکانه است. کتاب فرمان آفرینش بإتّکاء آیات محکمه و بیّناتی غیر قابل انکار، مبرهن و آشکار می سازد که هیچ گاه خداوند موجود « منحصر به فردی » را بنام ابوالبشر، با خصوصیّات اسطوره های تفاسیر خلق نفرموده است که نافرمان، ستمکار، گمراه و بی عزم در آید. اصولاً چنین چیزی امکان پذیر نیست که نعوذباللّه خالق علیم و خبیر، خطای فاحشی مرتکب گشته و سپس تنها مخلوق ناقص و معیوبی را که خود خلق کرده و به وجود آورده است، بعلّت اشتباه خویش در خلقت وی، او را مورد ملامت قرارداده و مجازات نماید. (صفحات 65 تا 70 فرمان آفرینش) 
     پیشوایان و مفسّران ناآگاه، در این مورد و دربارۀ آیاتی مانند : « ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوﺓ . . . Oوجعلنا من بین ایدیهم سدّا و من خلفهم سدّا فاغشیناهم فهم لا یبصرونO و سواءٌ علیهم ءَانذرتهم اَم لم تنذر هم لا یؤمنونO ویا و لقد ذرأنا لجهنّم کثیرا من الجنّ و الانس لهم قلوب لایفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم ءاذان . . . » و تناقض ظاهری حاصل از آنها، که از دیرباز، در اثر عقیدۀ نادرست مشهور و متداول خلقت انسان پیش آمده، چیزی جز زبان بازی و لفّاظی ارائه نداده اند. (170 تا 174 فرمان آفرینش)
    امّا همانگونه که در این کتاب روشنگر بتفصیل آمده، برخی از آیات کریمه بخصوص آیۀ شریفۀ « انزل من السّماء ماءً فسالت اودﯾﺔ بقدرها فاحتمل السّیل زبداً رابیاً . . . . کذالک یضرب الله الحقّ و الباطل . . . . . 17 الرّعد » با تصریح نقش احتمال در طبیعت، جوابگوی تناقضها و راه گشای تفسیر واقعی آیات مذکور و نظائر آنهاست که همگی با باور داشتن افسانۀ موهوم « تندیس گلین آدم ابوالبشر » و بیخبری کامل از اخلال باطل های احتمالی فراوان ناخواسته در تحقّق فرامین حقّ آفریدگار، تاکنون در پردۀ ابهام و بی جواب بوده است. ( 145 تا 152 فرمان آفرینش. کذالک یضرب الله الحقّ و الباطل )
    حوادث احتمالی و امور باطل، از ویژگی های تعامل و تولیدات آزمایشی انبوه است. از اینرو اگر در ابتدا، طبق عقیدۀ رایج دیرین، ابوالبشری منفرد و یگانه، از یک مادّه یک نواخت « صلصال کالفخّار» آفریده شده بود می بایست تمام پیکر او و هر عضوی از آن، دقیقاً همانطور باشد که خدا خواسته بود. دیگر احتمال را در آن راهی نبود و بالنّتیجه باطلی هم پدید نمی آمد، و امکان نداشت آن مخلوق یکتا، نافرمان، ستمکار، گمراه، و فراموشکاری بی عزم باشد، تا خداوند بفرماید : « . . . فنسی ولم نجد له عزما 115 طه » ( 66 فرمان آفرینش)
     3- کتاب الفرقان تماما به استناد نصّ متین تنزیل عزیز، مبیّن و روشنگر اصول راستین و مفاهیم واقعی نکاتی از قرآن است که در اثر جهالت و اشتباه متولّیان و مفسّران نخستین دچار دگرگونی اسف بار معنی و تفسیر گردیده است.
    ذیلاً به چند مورد از آنها بعنوان نمونه اشاره می شود :
« احادیث سر در گم و روایات آشفته راکه تماما باستناد گفته ها و شنیده های نسلها و اقوال پریشان راویان متخالف، آمیخته با حمیّت جاهلیّت و تعصّب فرقه های گوناگون سرهم بندی شده – چه مجعول و ساختگی و چه موثّق و معتبر- با بودن نصّ محفوظ کتاب خدا، نمی شود مبنای احکام دین و ملاک قضاوت قرار داد. تنها سند آسمانی مطمئن، همانا قرآن کریم است و بس. (صفحه 11 تا 14 الفرقان) » 
« دین زور بر دار نیست و عقیده را نمی شود با فشار و اکراه در قلب یکی جای داد. (و قل الحق من ربکم فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر) (29 کهف) و بحکم « لا اکراه فی الدّین » نباید اجبارا دین را بر مردم تحمیل نموده وبا دست آویز ساختن آن، حکومت و فرمانروائی کرد. (صفحه 37 تا 40 الفرقان ) ))
« توصیه قرآن برای ادارۀ امور، با داشتن امرهم شوری بینهم روشی کاملا دموکراتیک است. ( 49 و 50 الفرقان ) پیامبر هم دربارۀ تعیین جانشین برای ادارۀ جامعۀ نو پای اسلامی ـ چنانکه می بایست ـ همین راه را انتخاب کرد (مبحث خلافت ـ صفحات 49 تا 52 الفرقان) »
« در آئین حقیقی اسلام که مبتنی بر قرآن است، حجاب به صورت خفقان آور و مضحک فعلی که از دیرباز مرسوم گشته نیامده است. مفسّران و مفتیان، دستور قرآن در مورد اجتناب از ابراز زینت و تظاهر به آن را، بغلط و بر خلاف نصّ، به پوشش های زائد عجیب و زحمت افزا تعبیر کرده و قرنها بندگان بی دفاع خدا را، این چنین گرفتار رنج و تعب بیجا ساخته اند. (صفحه 92 تا 100 الفرقان ) »
« اساس ادیان الهی یکی است و مسلمان و یهودی و مسیحی و هر خداپرست دیگر که عمل صالح انجام داده وبه رستاخیز اعتقاد داشته باشد، همگی یکسان مشمول رحمت الهی بوده و بیم و اندوهی برای شان نخواهد بود. این خونریزی ها و اختلاف های مداوم که بین فرقه های گوناگون، بنام ادیان و مذاهب همیشه در دنیا جریان داشته خلاف قرآن و مطرود است. پیشوایان اوّلیّه ناآگاه و مفتیان و متولّیان کوردل ومتعصّب بعدی، مسئول این مخاصمات و جنگ و ستیز بیجا و بی ثمر هستند. ( 62 بقره و 69 مائده . . . . صفحه 15 الفرقان ) » 
« در قرآن حتی برای اشدّ فحشاء و انحرافات جنسی مجازات مرگ نیست. و هیچ کس در هیچ مورد حقّ افزایش یا کاهش تعزیر و تنبیه زاید بر کتاب خدا را ندارد ! (86 تا 91 الفرقان) »

سیذّکّر من یخشی ویتجنبّها الاشقی


 دانلود اصل فایل به صورت PDF
بازگشت به صفحه اصلی
Power By : Mahyab Group
Copyrigth 2007 - 2011 . All Right Reserved.